Warning: sprintf(): Too few arguments in /home/pcir/public_html/wp-includes/nav-menu-template.php on line 261

 

 

مقاله ۳ روشی که برای خروج استفاده می کنم

بر اساس اطلاعاتی که در قسمت اول ودوم این مجموعه مورد بحث قرار دادیم؛ روش شخصی ام را در مدیریت خروج در معاملات میان روزی کوتاه مدت به بحث می گذارم.

بهترین راه برای این کار این است که ابتدا ببینیم هدف من از معامله گری چیست، چطور حرکت بازار را انتخاب می کنم و چه نیازهای روانشناسی دارم که باید با دیدن مدیریت معامله و خروجها ارضا شود.

در ابتدا، با معاملات روزانه ام می خواهم به چه چیزی برسم؟

هدف نهایی من رسیدن به در آمد ثابت است. من نوسان گیری نمی کنم که با معاملات گلهای بزرگی بزنم. البته اگر بشود، خوب است ولی هدفم این نیست.

I am not swinging for the big home run trades

 

من برای کسب درآمد مستمر معامله گری می کنم، پذیرفته ام که همه روز ها با سود به پایان نمی رسد، ولی باید ببینم که در هفته و بدون شک در ماه سودده بوده ام. پس نمی توانم منتظر حرکتهای بزرگ شوم. سوینگهای کوچک را معامله می کنم و به دنبال درآمد مستمر هستم.

بنابراین در تدوین استراتژی خروجم باید به الزامات درآمد مستمر، یعنی در صد بالای معاملات برنده، توجه کنم.

و کنترل سختگیرانه ریسک، در طراحی استراتژی خروج فاکتورهای مهمی هستند.  در برخی موارد معامله گران فکر می کنند که این الزامات بر ضد همدیگر اند. در صد بالای معاملات موفق با وسیع کردن حد توقف بدست می آید و این با شرایط ما ممکن نیست، چرا که ما باید ریسک را در کمترین میزان ممکن نگه داریم. من پذیرفته ام که ماهیت آرایشهای معاملاتی من حضور در نواحی حمایت و مقاومت، برای اطمینان از ورود با احتمال موفقیت بالاست. در چنین حالتی، حد ضرر های من می تواند تا جایی که حرکت بازار اجازه می دهد تنگ شود. به علاوه، برای حداقل کردن ریسک، هیچ معامله ای که شخصیت معاملاتی من را در خطر قرار دهد مجاز نمی باشد. میانگین نسبت برد به باخت باید طوری تحت کنترل باشد که میانگین ضرر به آسانی با میانگین سود پوشش داده شود. و نباید به گونه ای باشد که یک ضرر همه سود یکی از روزهای سودده را بپوشاند. 

 

 

بازار من چگونه حرکت می کند؟

یکی از خوانندگان اخیرا می پرسید که آیا من به اینکه می گویند ” روند دوست شماست” اعتقاد دارم؟

خوب، اگر این گفته درست باشد ، من فکر می کنم که در واقع دوست بی وفایی است. به نظر من معامله گری در جهت روند از نظر روانشناسی بسیار مشکل است، چرا که درصد معاملات برنده پایینتر است و معامله گران روند باید حرکات بریده بریده را به انتظار یک حرکت بزرگ تحمل کنند.

عقیده متداول دیگر این است که در بازارهای فارکس روند خوبی دارند.شاید در چارچوبهای زمانی بزرگ صحیح باشد، ولی در چارچوب زمانی کوچک که من در آن معامله می کنم، این طور فکر نمی کنم.

این  بازارها به جای اینکه رونددار باشند، زمان بیشتری را در حالت خنثی یا حرکت بازار متلاطم سپری می کنند. البته وقتی روند به خود می گیرند ممکن است حرکات بزرگی انجام دهند.

پس بر اساس این دیدگاه من از بازار و چارچوب زمانی معاملاتی ام ، باید استراتژی خروجی داشته باشم که بر ظاهر شدن روند ها متکی نباشد. شاید در این حالت، هدفهای قیمتی از پیش تعیین شده استراتژی بهتری باشد.

ولی درمورد روانشناسی من چطور؟ باید برای ارضای آن چه کاری انجام دهم، و آیا آن با اهداف من و نگاه من به بازار منطبق است؟

اول اینکه، من از ضرر متنفرم، ولی بیشتر از آن از ضرر های غیر ضروری متنفرم. پس با هر ضرری که سیستم به  من بگوید از بازار خارج می شوم تا مطمئن باشم که ضرر بیشتر از میزان ضروری آن نخواهد شد. در هیچ شرایطی اجازه نخواهم داد که بی نظمی باعث شود که ضرر بزرگتر از حد ضرر از پیش تعیین شده مان شود. پس به    استراتژی خروج مشخص و واضحی نیاز دارم، و تمرکز کامل در یک معامله تا مطمئن شوم که ریسک در هر طرح معاملاتی را مدیریت کنم.

دوم اینکه، هیچ چیز برای من بدتر از این نیست که ببینم یک معامله در سود رفته به ضرر برود. خوشحال می شوم اگر این یک اصلاح باشد و من با سودی کوچک از آن خارج شوم. خوشحال می شوم اگر این یک اصلاح باشد و من سر به سر خارج شوم. ولی اگر در سود باشد و اصلاح کند و من اجازه دهم که به ضرر برود، من در کارم در مدیریت این معامله شکست خورده ام. بنابراین باید به دنبال انتقال سریع حد ضرر به نقطه سر به سر باشم.

و سوم اینکه، اگر چه دوست دارم همه حرکات بزرگ بازار را بگیرم، خیلی ناراحت نخواهم شد اگر همه حرکت را معامله نکنم. خوشحال خواهم بود اگر سودهای کوچک مستمر خارج از روند را در هر نقطه ورود با احتمال بالا بدست آورم.

هر سه این الزامات روانی همانطور که قبلا هم توضیح داده شد، با اهداف من و دید من از جهت بازار ، سازگار است. استراتژی که کنترل ریسک سخت گیرانه دارد، انتقال حد ضرر به نقطه سربه سر در آن سریع است و برداشت سود در اهداف قیمتی از پیش تعیین شده انجام می شود.

پس الزامات عمومی استراتژی خروجی را تعیین کردیم که اهداف ما، دید ما از بازار و نیازهای روانی مان را تامین کند. اکنون به جزئیات بیشتری از آن توجه می کنیم.

مدیریت حد ضرر اولیه

  1. حد ضررهای اولیه باید تنگ، ولی فراتر از نویز باشند، در حالت ایده آل فراتر از سوینگ های بالا یا پایین و یا بالا یا پایین شمع ورودی، بسته به اینکه حرکت بازار چگونه است باشند. موقعیت حد ضرر باید طوری باشد که اگر معامله به آن نقطه برود یعنی آرایش معامله یا زمان بندی آن غلط بوده است، و من واقعا باید خارج از معامله باشم. اگر بازار جریان خوبی ندارد، و همپوشانی شمعها قابل توجه است، حدضرر ها را بدلیل نفوذ های کوچک در حد یک یا دو پیپ به حد ضرر، چند پیپ دورتر در نظر بگیرید.
  1. ماهیت ورود های من بگونه ای است که، اگر معتبر باشند، به سرعت در جهت مورد نظرم حرکت خواهند کرد.
  2. بنابراین برای حداقل کردن اندازه متوسط ضرر ، می توانم قبل از ثابت شدن حدضرر با توجه به قوانین حرکت قیمت و یا قوانین زمانی زیر از معامله خارج شوم:

الف- اگر حرکت قیمت نشان دهد که آرایش معامله دیگر معتبر نیست، قبل از حد ضرر از معامله خارج خواهم شد. این شامل هر نشانه ای از کند شدن قابل توجه قیمت، یا کاهش مومنتوم، یا نشانه هایی از برگشت قیمت است. اگر قیمت یک آرایش ورود دیگر را نشان دهد، من همیشه قادر خواهم بود که دوباره وارد شوم، ولی بهتر است که بیرون از بازار منتظر یک ورود مجدد معتبر باشم، به جای اینکه فقط امید داشته باشم که معامله جاری کار کند.

ب- در هرمرحله که نسبت به اعتبار سیگنال ورودم شک کردم از بازار خارج می شوم و دوباره برآورد می کنم، به جای اینکه منتظر باشم که حد ضرر فعال شود یا به هدف برسد.

ج- بعد از هر دوره زمانی معقولی که طی شود (سه شمع، اما انعطاف پذیر بسته به حرکت قیمت) و قیمت در آن به موقعیت سوددهی نرسد، من خروج یا تنگ کردن حد ضرر در صورتی که حرکت قیمت اجازه بدهد را در پیش می گیرم.

د- با معاملات برخلاف روند بسیار سخت گیرانه تر  و با در نظر گرفتن خروج زود هنگام رفتار می کنم.

مدیریت خروج فعال

  1. انتقال سریع حد ضرر به نقطه سر به سر به محض اینکه قیمت کاهشی را در مومنتوم نشان بدهد. اگر قیمت به آرامی به سمت سوددهی حرکت کند، در صورتی که قیمت اجازه تنگ کردن حد ضرر را به نقطه سر به سر را بدهد برای این کار اقدام کنید. هر دو این کارها ممکن است قبل از حرکت قیمت در جهت مورد انتظار باعث فعال شدن حد ضرر در یک اصلاح شود. اشکالی ندارد، آن را می پذیرم. وقتی از بازار خارج شده باشم می توانم آرایش ورود را مجددا بیطرفانه بررسی کنم، و اگر کارآمد باشد مجددا وارد شوم. و اگر دوباره وارد نشدم و قیمت بدون من به راه افتاد، برایم اهمیتی ندارد. من این موقعیت را از دست دادم ولی بیرون آمدن کار درستی بود. اصلاح می توانست در خلاف جهت ادامه پیدا کند و حد ضرر مرا با ضرر بیشتری فعال کند . من ریسکم را حداقل کردم. من خوب معامله گری کردم.

 

  1. با معاملات برخلاف روند با در نظر گرفتن حرکت سریع حد ضرر به نقطه سر به سر سختگیرانه تر رفتار می شود.
  2. چند قسمتی ها :
  1. برای درآمد مستمری که الزاماتش را ذکر کردیم، استراتژی خروج اولیه من هدفهای قیمتی از پیش تعیین شده خواهد بود . در هر قسمت از معاملات چند قسمتی انعطاف بیشتری از خود نشان خواهیم داد.
  2. قسمت اول همیشه با یک سطح برداشت سود کار خواهد کرد. موقعیت هدف بسته به برآورد من از حرکت قیمت انعطاف پذیر است، ولی معمولا سطح حمایت یا مقاومت بعدی اصلی یا جزئی خواهد بود.
  3. قسمت دوم دو حالت زیر را خواهد داشت:

الف- در یک بازار روند دار آرام، این قسمت با یک حد ضرر تعقیبی مدیریت می شود، که فراتر از سویینگ بالا یا پایین قرار داده می شود. ممکن است با توجه به حد ضرر در  حرکت قیمت چارچوب زمانی کوچکتر در حرکتی قوسی یا ناگهانی تنگتر شود تا قسمتی از آن سود اضافی را قفل یا تضمین کند.

ب- در یک بازار خنثی یا یک بازار متلاطم (چه رونددار باشد چه نباشد)، قسمت دوم با یک سطح هدف که معمولا سطح حمایت یا مقاومت بعدی است خارج می شود. فرض کنید بازار در 70% اوقات روند دار نیست. به این ترتیب این روش خروج پیش فرض خواهد بود. تعقیب حد ضرر تنها در صورتی که بازار بطور واضح در حالت آرام باشد استفاده می شود.

  1. اگر قیمت قبل از رسیدن به هر یک از اهداف از حرکت ایستاد، قسمت اول می تواند در هر صورت خارج شود. به قسمت دوم باید فرصت بیشتری برای رسیدن به هدف داد یا در نقطه سر به سر خارج شد، یا اگر فکر کردیم که برتری از بین رفته است خارج شویم.

اخبار یا اعلام های اقتصادی

  1. قبل از هر خبر یا اعلام اقتصادی که انتظار ایجاد نوسان هست، می توانیم از بازار خارج شویم یا اگر در سود خوبی هستیم حد ضرر ها را تنگ کنیم. اگر احتمال حداکثر نوسان وجود دارد (به عنوان مثال در طی اعلامهای پرداخت غیرکشاورزی ماهانه NFPیا هر تصمیم نرخ مورد توجه)، پس هدف قسمت دوم از بازار از بین خواهد رفت.

در واقع همین طور است، خیلی ساده است ولی انعطاف لازم برای موارد احتیاطی تغییرات بر  پایه درک من از جریان بازار را دارد.

برخی از موارد رفع مسوولیت که در مقاله دیگر ذکر کرده بودم را تکرار می کنم. این استراتژی خروج ساده من، برای خودم به طور موثری مفید بوده است . این الزاما مفیدترین یا سودده ترین روش نیست. در واقع آزمایشهای من نتایج بهتری از معاملات قسمت دوم نشان داد، به هر حال، این برای روانشناسی من که نیازمند سودهای منظم هر چند کوچک است، بهینه شده است. من آن را دوست دارم، برای من کار می کند. هیچ تضمینی نیست که برای روش معامله گری شما مناسب یا در واقع سودده باشد. به هر حال ، هر چند قسمتی که می خواهید بگیرید و ببینید که آیا با استراتژی شما سازگار است. عبارت کلیدی ” امتحان کردن” است. قبل از اینکه هر چیزی را به صورت زنده به کار بگیرید امتحان کنید.

انواع متعددی از روشهای چند قسمتی وجود دارد، روش را آنقدر تطبیق دهید که مناسب شود. و خود را محدود به خروج چند قسمتی هم نکنید. چرا ورود چند قسمتی که هر قسمت در قیمت متفاوتی باشد را امتحان نمی کنید؟

توصیه های حرفه ای ها

امیدوارم ارزش آن را درک کنید. می خواهم در پایان با به اشتراک گذاشتن دو نقل قول از کتاب ها یا وب سایتهای چهار معامله گر بزرگی که در شکل دادن به باور های من در باره مدیریت معامله و خروجها کمک شایانی کردند  سپاسگزاری کنم.

لاری ویلیامز در ” رازهای بلند مدت تا معاملات کوتاه مدت”:

  • بر اساس تحقیقاتم و آزمایشاتم سیستم باوری قدرتمند و سوددهی ساختم: باور دارم که معامله ای که اکنون در آن هستم یک بازنده خواهد بود … یک باخت بزرگ در آن هست.
  • هر ضرر بزرگی که در معامله گری کردم ( و بیشتر از حد مجاز سهم گرفتم) از این باور ناشی شده بود که معامله جاری ام یک برنده بزرگ است، پس قوانین بازی را رعایت نکردم. سیستم باورم را به این صورت تطبیق دادم ، که این معامله به احتمال زیاد یک بازنده خواهد بود و باید مطمئن باشی که مانند سد از خودت حفاظت می کنی.

 

 از مقاله خوب مایک رید در وب سایت و از کتاب خوب “طمع را بخوانید”:

  • “نگرانی شما محدود کردن ضررهاست. من بیشتر از هرچیزی در معامله گری مراقب این موضوع هستم.”
  • “هر معامله گر موفقی که دیده ام راهی برای خروج از معاملات سریع از معاملات بد داشته است.”
  • ” مهم نیست که چه مسیری را در پیش می گیرید، خروج از بازنده ها کلید معامله گری است. “
  • ” هرگز اجازه ندهید که یک سود به ضرر برود. این نشان می دهد که اکثر معامله گران کمی یا خیلی زود خارج شده اند. فقط شما باید با آن زندگی کنید. سوینگ برای گل زدن (طمع) معامله گری شما را نابود می کند. فرمول مکانیکی که بلد باشم و کار کند وجود ندارد، ( مانند اینکه “حد ضرر خود را پس از سه تیک به قیمت سر به سر منتقل کنید”) . شما باید درکتان از حرکت قیمت در لحظه را توسعه دهید، و از درکتان برای کاهش هدف یا ارتقای حد ضرر سختگیرانه تان استفاده کنید. این با تجربه بدست می آید.”
  • “ساده بگیرید، وقتی برتری از بین رفت، خارج شوید.”
  • ” وقتی که وارد معامله ای می شوم، چون برتری وجود داشته وارد شده ام، و ساعت شروع به تیک تاک می کند و بازار باید به سرعت در جهت من پیش برود. نمی توانم قبول کنم که من بر حق هستم و اجازه دهم بازار در خلاف جهت من حرکت کند و چون من می خواهم که برحق باشم به حرکتش در خلاف جهت من ادامه دهد. به جای آن، بازار باید به سرعت ثابت کند که ورود من درست بوده است، و در جهت من حرکت کند ، یا قبول کنم که من اشتباه کرده ام و از معامله خارج شوم. شما باید قبول کنید که اشتباه کرده اید و از معامله خارج شوید. شما باید فرض کنید که اشتباه کرده اید تا زمانی که ثابت شود که اشتباه نکرده اید.”

لاری کنرز و لیندا راشک از ” زرنگهای خیابان”:

  •  
  • “هدف اصلی هر معامله بیشتر ازآنکه حد اکثر کردن سود باشد، حداقل کردن ریسک است.”
  • “به یاد داشته باشید که هم در معامله گری کوتاه مدت و هم در سیستمهای مکانیکی، توزیع برنده ها مورب است. اکثر سودهای ماهانه از دو یا سه معامله بزرگ بدست آمده است. بیشتر اوقات سودهای تکی کوچک به نظر می رسند، ولی مهمتر از آن ضررها هم باید کوچک باشند. “
  • اگر شما ضرر هایتان را از حداقلی کوچکتر نگه دارید شما 80 درصد جنگ را برده اید.
  • “وقتی پول باد آورده ای بدست می اورید خیلی خوشحال باشید، ولی هیچگاه به دنبال یک باد آورده بزرگ نباشید.” بازار تصمیم می گیرد که به چه میزان به شما سود بدهد. شما فقط می توانید تصمیم بگیرید که ضرر خود را به چه میزانی محدود کنید.”
  • “مهارت واقعی ازدست ندادن پول است.”
  • ” شاید چیزی به عنوان استراتژی خروج کامل وجود ندارد، ولی شما باید وقتی سودها وجود دارند آنها را قفل کنید، حتی اگر به معنی فعال شدن حد ضرر با یک واکنش کوچک باشد. مردم از هر بیست بار یکبار مایلند یکبار واقعا پولشان را روی میز رها کنند و به بقیه معامله نگاه نکنند که ببینند اگر کجا خارج شوند کار درستی بوده است..
  • People tend to focus on the one out of 20 times they really did leave money on the table and not look at all the other trades where getting out was the right thing to do.

 

 

 

 

 منابع

www.YourTradingCoach.com

وب سایت معامله گری:                                                                      http://www.yourtradingcoach.com

استراتژی:                                                                                http://www.ytcpriceactiontrader.com

ویدیوهای یوتیوب:                                                          http://www.youtube.com/YourTradingCoach

کتاب های الکترونیکی:                                                                 http://yourtradingcoach.com/ebooks

پیوندهای رسانه های اجتماعی:                                              http://yourtradingcoach.com/social-media

 

 

ارتباط با پشتیبانی