اهمیت استراتژی خروج 1

مقاله از:  لنس بگز

ترجمه: دکتر رضا اناری و حبیب الله مرادی

اهمیت استراتژی خروج 1

اهمیت استراتژی خروج

 

در ژوئن 2008 مجموعه مقالاتی در سه قسمت، با عنوان “اهمیت استراتژی خروج” در خبرنامه سایت www.YourTradingCoach.com، منتشر کردم.

گمان می کنم، این مجموعه یکی از مهم ترین مجموعه مقالاتی بوده که تاکنون منتشر کرده ام. مایه خرسندی است که خوانندگان آنچه ارائه شده است را در باز خوردهای شان با ارزش دانسته اند.

بنابراین … مجموعه حاضر برای راحتی مطالعه، به صورت کتاب الکترنیکی ارائه شده است. امید است مورد استفاده قرار گیرد.

 

مقاله ۱- هیچ استراتژی خروج بی نقصی وجود ندارد

امروز صبح باز هم با معامله گری در مورد خروج گفتگو می کردم و فکر کردم زمان آن رسیده است که درکم از اصول اولیه استراتژی خروج و مدیریت خروج را با دیگران به اشتراک بگذارم.

ناحیه خروج، ناحیه ای از معامله است که نسبت به دیگر انتهای معامله (ناحیه ورود) توجه بسیار کمی به آن می شود. به هر یک از فروم های معامله گری فارکس که بروید، سلسله بحثهایی در خصوص آخرین روش ورود پیدا می کنید، اما تعداد کمی از موضوعات به بحث هوشمند در مورد خروج می پردازند.

به نظر من موفقیت شما در معامله بیشتر از اینکه به ورودتان مربوط باشد به چگونگی خروج تان از معاملات بستگی دارد.

امروزه در بحثهای مدیریت ریسک، قصد نداریم از استراتژی های انتخاب ریسک تعریف شده استفاده کنیم. من معتقدم که روشی عالی برای مدیریت ریسک در یک موقعیت معامله در نوسان و یا موقیتهای معاملاتی چارچوب زمانی وجود دارد، که شاید بتواند موضوع مقالات یا ویدئوهای بیشتر باشد.

اکنون،  قرار دادن حد ضرر استاندارد و مدیریت خروج را مورد توجه قرار می دهیم.

بنابراین، بهترین روش کدام یک از موارد زیر است؟

آیا باید از حد ضرر تنگ (tight) برای توقف سریع زیان استفاده کنیم، یا یک حد ضرر وسیع (wide) که اجازه می دهد، فضایی برای حرکت وجود داشته باشد؟

  •   با چه سرعتی باید حد ضرر را به نقطه سر به سر منتقل کنیم؟
  • آیا ما باید سود را در یک هدف برداشت کنیم، یا باید اجازه دهیم که سودها رشد کنند، یا بعد از یک قیمت مشخص حد ضرر را تعقیبی (trailing stop) قرار دهیم؟

به عنوان مثال، به نمودارهای پوند-دلار در چارچوب زمانی پنج دقیقه نگاه می کنیم، هر چند اصول برای هر بازار و هر چارچوب زمانی یکسان است.

در شکل 1، فرض کنید که آرایش (setup) معاملاتی  ما بر اساس قطع کردن میانگینهای متحرک باشد، و با باز شدن اولین شمع بعد از شمع سبز وارد معامله خرید شده باشیم. نقطه ورود در 1.9727 مشخص شده است. حدضرر تنگ می تواند نقطه ای باشد که با S/L1 زیر شمع سبز مشخص شده است. حد ضرر وسیعتر می تواند نقطه S/L2 زیر آخرین سوینگ پایین سبزرنگ در 1.9700 باشد. در این صورت، آیا این یک معامله خوب است؟ در واقع سود یا ضرر به مدیریت ما در معامله و محل خروج ما بستگی دارد.

اهمیت استراتژی خروج 1
شکل 1

اگر در سطح 1.9750 که با A مشخص شده است بنا به انتظارمان از توقف کوتاه قیمت در اعداد رند برداشت سود کنیم، معامله خوبی داشته ایم. اگر حد ضرر را در حرکت اول از هر یک از S/L  های ۱ یا ۲ به نقطه سر به سر منتقل کنیم ودر نقطه B حد ضررمان فعال شود ، در آن صورت به نظر من، با اینکه سودی نداریم که به عنوان نتیجه کارمان نشان دهیم، معامله خوبی انجام داده ایم. اگر حد ضررمان را به نقطه سر به سر منتقل نکنیم ، فرصتی دیگر در C برای خروج در سطح 1.9750 وقتی قیمت برای بار دوم از حرکت باز می ماند، وجود داشت. باز هم یک خروج خوب تنها وقتی قابل تشخیص است که بتوانیم کل بازار را ببینیم. اگر آن را نبندیم بدلیل اینکه شنیده ایم که: “بهترین کار این است که اجازه دهیم سود رشد کند و حد ضرر ها را در پایین حرکتهای نوسانی (Swing) انتقال دهید.” ، در آن صورت ممکن است با ریزش قیمت به زیر B و در D حد ضررمان با دو پیپ ضرر فعال شود. این اصلا نتیجه خوبی نیست ولی حداقل ضرر کوچک است. بدون شک بهتر از این است که (بعد از اینکه مدتی در سود بوده ایم)  در E وقتی قیمت S/L1 را لمس می کند ، یا در نقطه F وقتی قیمت S/L2 را لمس می کند ضرر بزرگتری را متحمل شویم.

 

بیشتر بخوانید:  آیا شما از آنچه که فکر می کردید به سودآوری نزدیک ترید؟

و البته در این مورد اگر شما بدون ترس عمل کنید و خروج در S/L2 را از دست بدهید، و همچنان در معامله باقی بمانید و امیدوار باشید، آرزو کنید و دعا کنید که بازار برگردد، با رسیدن اخبار اقتصادی که بازار را برمی گرداند و در جهت مورد علاقه شما به حرکت در می آورد، با سود بسیار بیشتر، پاداش خود را می گیرید. و بازار اندکی بالاتر از این حد نیز رفته است.

پس بهترین تکنیک حدضرر در این خصوص کدام بوده است؟ در واقع روش قماربازانه – قرار ندادن هیچ حدضرری- در اینجا استفاده شده است ، ولی هیچ معامله گر جدی این کار را مجاز نمی داند. بازار ممکن است به راحتی در جهت دیگری حرکت کند، و احتمالا در معامله بعدی یا بعداز آن این اتفاق می افتد، و با یک گام بلند معامله گر را به شکست نهایی در معامله گری نزدیک می کند. برای آن دسته از ما که به مدیریت ریسک علاقه مندیم، برداشت سود در اهداف از پیش تعیین شده ( در این مثال سطح 1.9750 در نقطه A ) بهترین نتیجه است. حد ضررهای تعقیبی کارآمد نیستند. و حد ضرر تنگ تر، در این مثال S/L1 به طور واضح در حداقل کردن ضرر وقتی که بازار از رفتن به قیمتهای بالاتر باز می ماند، بهتر از حد ضرر وسیع در S/L2 است.

 

مثال دیگری را بررسی می کنیم که در شکل ۲ نشان داده شده است. همان نمودار قبلی است. فقط به زمان جلوتر حرکت کرده ایم.

اهمیت استراتژی خروج 1

این بار عدم موفقیت در نفوذ به سطح  1.9750 را در دو موقعیت و رسیدن به مینیمم پایین جدید بررسی می کنیم. ما در شکست مینیمم پایینتر در 1.9715 که در شکل ۲ نشان داده شده است وارد معامله فروش می شویم. کسانی که از حد ضرر تنگ استفاده می کنند می توانند از S/L1 بالای آخرین شمع سبز و دوجی استفاده کنند. و برای کسانی که از حد ضرر وسیعتر استفاده می کنند، بالای نوسان بالایی در مجاورت S/L2 می تواند قرار داده شود.

 

بیشتر بخوانید:  اهمیت استراتژی خروج 3

کدامیک در اینجا بهتر است؟ حد ضرر وسیعتر یا حد ضرر تنگ تر؟ برداشت سود در سطوح هدف از پیش تعیین شده یا حد ضرر تعقیبی؟

در این مثال می توانیم صفرها را در 1.9700 هدف بگیریم که به برداشت سود در نقطه A منجر می شود. نتیجه خوبی است، چرا که سودی را ذخیره کرده ایم. اگر ترجیح مان این باشد که به جای اینکه فقط قیمت هدف را لمس کند، کند شدن بیشتر قیمت را در سطوح هدفمان ببینیم، در عدم موفقیت در شکست در نقطه B در زیر صفرها خارج خواهیم شد. باز هم نتیجه خوبی است. مشابه دفعه قبل، ده پیپ آن طرفتر.

اگر در نقاط هدف برداشت سود نکنیم، و فقط حد ضرر را تعقیب دهیم، در آن صورت بسته به اینکه حد ضرر به نقطه سر به سر منتقل شده باشد یا در S/L1 یا S/L2 مانده باشد، در نقاط C، D یا E از بازار خارج خواهیم شد.

این بار قمار باز ما شانسی در این مورد نداشت. ثابت شده است که نگه داشتن معامله بعد از حد ضرر یا در واقع بدون حد ضرر، استراتژی بسیار بدی است، و بسته به اینکه چقدر نگه داشته شود می تواند آخرین معامله ای باشد که فرد انجام می دهد.

بنا براین بار دیگر در این مثال ، یک حد ضرر تنگ تر در حداقل کردن خطر زمانی که معامله بد می شود، به طور واضح بهتر از حدضرر گسترده بود و برداشت سود در سطوح از پیش تعیین شده بهتر از حد ضرر تعقیبی بود.

ولی آیا همیشه همین طور است؟ نه مطلقا” نه. دو مثال می آورم تا این موضوع را نشان دهم.

( لازم است توضیح اضافه کوتاهی بدهم: در همه تبلیغات فروش نشان می دهند که استراتژیشان در معامله های سودده موفق بوده است، تا دلیلی باشد که استراتژی معاملاتی شان را با پرداختن دلار هایی که با سختی بدست آورده اید بخرید، مثالها برای آن تبلیغ انتخاب شده اند تا همان نتیجه ای را نشان بدهند که شما می خواهید ببینید. درست مانند من که این مثالها را انتخاب کرده ام. نمودارهای درون تبلیغات و همچنین این که بتوانند در آینده سودده باشند را باور نکنید. به مقاله مان برگردیم…)

به مثال سوم توجه کنید:

شکل ۳ یک ورود به معامله فروش را در ادامه نزول مومنتوم نشان می دهد که ورود به فروش در 1.9672 بوده است. یک حد ضرر تنگ می توان در S/L1  درست در بالای سایه بالایی قرار داد. حد ضرر وسیعتر در S/L2 بالای نقطه بالایی نوسان قبلی خواهد بود.

اهمیت استراتژی خروج 1
شکل 3

در این مثال، وقتی که معامله به سرعت در جهت مورد علاقه ما پیش رفت، اینکه حد ضرر ما چقدر گسترده باشد، اصلا مهم نیست. برداشت سود در هدفهای قیمتی از پیش تعیین شده مان ممکن است در کند شدن حرکت در حوالی نقطه A باشد که بهترین استراتژی سودده نیست. تعقیب حد ضرر به سوینگ های بالا بسیار بیشتر ما را در بازار نگه می دارد. فراتر از لبه این نمودار که سود ۱۰۰  پیپی را به دنبال خواهد داشت.

در این مورد به طور واضح حد ضرر های تعقیبی بهتر از هدفهای از پیش تعیین شده بودند.   

 مثال دیگری در شکل ۴ :

اهمیت استراتژی خروج 1

این بار بازار از قیمتی که با S/L2 مشخص شده ریزش کرده است. قیمت با دو شمع بزرگ قرمز حرکت کرده که ادامه مومنتوم در جهت نزولی را نشان می دهد. ما با دومین شمع قرمز بزرگ نزولی در 1.9530وارد می شویم.

اگر استراتژی ما استفاده از حد ضرر تنگ باشد. در حوالی S/L1 ، بالاتر از آخرین ماکزیمم ، قرارش می دهیم . اگر استراتژی ما استفاده از حد ضرر وسیعتر باشد، می توانیم بالاتر از سوینگ بالایی قبلی در S/L2 قرار دهیم.

در این مورد حد ضرر تنگ ما را در نقطه پرتاب به بالای A خارج می کند. در حالی که حد ضرر وسیعتر فضای کافی را برای حرکت تا رسیدن به سود به معامله مان می دهد. برداشت سود در سطوح قیمتی که از قبل تعریف شده اند، در این مثال کند شدن قیمت در 1.9500  که با B نشان داده شده است به اندازه تعقیب حد ضرر به پایینتر سودده نبوده است.

بنابراین این بار ، حد ضرر وسیعتر استراتژی بهتری در ورود بود. و در مدیریت معامله بهتر بود که از حد ضرر تعقیب شده استفاده می کردیم به جای اینکه در هدف مشخص از معامله خارج شویم.

 

بیشتر بخوانید:  نگذارید زنجیره قطع شود

پس از این مثالها چه چیزی آموختیم؟ آنچه من مشاهده کردم عبارت بود از:

الف- در هر مورد، سود یا ضرر حاصل شده از معامله بیشتر برآمده از حد ضرر انتخابی و روش خروج ماست و نه روش ورودمان. برای یک روش ورود مشخص روشهای خروج متعددی وجود دارد، بعضی سودده، و برخی سر به سر و برخی ضررده هستند. به این دلیل است که می گویم، این مهم است که ورود با احتمال موفقیت بالا داشته باشیم ولی مهمتر از آن تمرکز روی خروج است.

ب-برای یک معامله مشخص ما نمی توانیم بهترین استراتژی خروج را تعیین کنیم ،به جز در حالتی که کل نمودار را ببینیم. گاهی حد ضرر تنگ بهترین است. گاهی اوقات حد ضرر وسیعتر بهترین است. و در مدیریت فعال معامله گاهی اوقات هدف تعیین شده بهترین است، و گاهی اوقات حد ضرر تعقیبی بهترین است.

بنابراین خروج بسیار مهمتر از ورود است، این خوب است.

ولی استراتژی خروج بدون نقص برای بهترین مدیریت هر معامله وجود ندارد ، این خوب نیست.

پس یک معامله گر باید چه کار کند؟

در ادامه مقاله وقتی که اصول روشهای خروجی که برای من بهترین کارایی را داشتند را توضیح دادم، به این موضوع خواهیم پرداخت. تا آن موقع بدون توجه به این که حد ضرر های تان را کجا قرار می دهید، هرگز معاملاتی را که حد ضررتان را رد می کنند نگه ندارید، در حالی که آرزو می کنید ، امید دارید و دعا می کنید که قیمت به سود برگردد. این قمار بازی است، این معامله گری نیست.

5 فروردین 1400

0 پاسخ به "اهمیت استراتژی خروج 1"

ارسال یک پیام